برای حل ریشه‌ای مسئله خاموشی تابستان1400 چه باید کرد؟

pdf

برای حل ریشه‌ای مسئله خاموشی تابستان۱۴۰۰ چه باید کرد؟

صنعت برق سال‌هاست با مشکل عبور از پیک برق دست به گریبان است و اگر در سال‌هایی همچون سال جاری، گرمای زودرس هم از راه برسد و از قضا بارندگی هم مانندِ دو سالِ ترسالِ گذشته نباشد، با کمبود بیش از ۱۲۰۰۰ مگاوات مواجه می‌شویم. از سوی دیگر با رشد سرسام‌آور مصرف گاز خانگی در سال‌های اخیر، خاموشی دیگر محدود به تابستان و ساعات اوج مصرف برق نیست و کمبود گاز در زمستان عرصه را بر تولید برق تنگ کرده است.

به راستی چرا چنین عدم توازنی میان تولید و مصرف برق وجود دارد و برای حل ریشه‌ای آن چه باید کرد؟

گروه برق و انرژی آریانا با توشه ۲۰ سال مشورت به صنعت برق، در این مستند کوتاه بر آن است تا پرسش کلیدی بالا را با لحنی صادقه و بی‌پیرایه واکاوی نموده و نتیجه را  به مدیران و سیاست‌گزارانی که به زودی و در دولت سیزدهم سکاندار بخش انرژی کشور خواهند شد، ارایه نماید.

امید که مورد وثوق قرار گیرد.

 

عدم توازن تولید و مصرف برق ریشه در چه دارد؟

در چهار دهه گذشته همواره سیاست‌گذاران کشور بر سیاست‌های حمایتی مبتنی بر پرداخت یارانه انرژی به مصرف‌کنندگان و به عبارت دیگر انرژی ارزان، تأکید داشته‌اند؛ نقطه اوجِ چنین سیاستی را می‌توان در مصوبه سال ۱۳۸۳ مجلس برای تثبیت قیمت حامل‌های انرژی دید. در ادامه امید می‌رفت با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها در آذر ۱۳۸۹ ورق برگردد و شاهد روند واقعی شدن قیمت حامل‌های انرژی باشیم، اما واقعیت به شکل دیگری رقم خورد و قیمت واقعی برق در حال حاضر نزدیک نصف زمانی است که طرح هدفمندی اجرا نشده بود و برای این که به قیمت پیش از زمان تثبیت قیمت حامل‌های انرژی برسیم، قیمت فعلی باید ۳ برابر شود (شکل ۱).

قیمت واقعی برق
شکل ۱. قیمت واقعی برق در چهار دهه گذشته به قیمت ثابت ۱۳۹۹

حبس قیمت انرژی بر خلاف روند افزایش قیمت سایر کالاها، سه پیامد عمده بر صنعت برق کشور داشته است (شکل ۲). نخستین پیامدِ فوریِ عدم اصلاح قیمت انرژی با تورم، افزایش بی‌رویه مصرف و در پی آن افزایش پرشتاب تقاضای برق در دهه‌های گذشته بوده است. پیامد این موضوع میانگین رشد ۵ درصدی نیاز مصرف برق در دهه ۱۳۹۰ با وجود رشد اقتصادی ناچیز سالانه ۰/۶درصدی، بوده است! از سوی دیگر، قیمت پایین انرژی (برق و گاز)، توسعه صنایع انرژی‌بر با بهره‌وری نه چندان بالا را توجیه کرده است و نتیجه آن فزونی گرفتن رشد مصرف بر توان احداث نیروگاه‌های جدید بوده است. تأثیر قیمت پایین انرژی را در گسترش رمزارزها نیز می‌بینیم و راه‌کار جمع‌آوری آن‌ها تنها مسکنی است که لحظه‌ی درد را می‌کاهد تا دوباره از جایی دیگر بیرون بزند (مسیر آبی از شکل۲).

بحران خاموشی
شکل ۲. چرا خاموشی به بحران بدل شده است؟

مسیر قرمز از شکل ۲ نشان می‌دهد چرا صنعت برق نتوانسته است همگام با رشد مصرف، ظرفیت نیروگاهی را توسعه بدهد. حبس قیمت انرژی، منابع مالی صنعت برق را به مُحاق برده است. زمانی با خرید تضمینی برق از نیروگاه‌های جدیدالاحداث، در عمل با ایجاد جریان هزینه‌ای سنگین در آینده، با کمبود منابع مالی اکنون‌ِمان فایق می‌آمدیم. امروز، همان آینده دیروز است و منبعی برای احداث نیروگاه جدید باقی نمانده است و درآمد صنعت برق به زحمت تکافوی هزینه‌های نگهداری تأسیسات موجود را می‌دهد.

و در نهایت آن که در چند سال اخیر، مشکل جدیدی نیز بروز کرده است؛ کمبود شدید گاز و عدم امکان تولید نیروگاه‌هایی که با بی‌پولی و ایجاد بدهی سنگین ساخته‌ایم (مسیر سبز از شکل ۲). بررسی‌ها نشان می‌دهد که تأمین انرژی اولیه (گاز)، سال به سال دشوارتر می‌شود و چالش اصلی صنعت برق در آینده‌ای نه چندان دور، احداث نیروگاه نخواهد بود و تأمین سوخت نیروگاه‌هاست که به دغدغه روزمره مدیران صنعت برق بدل خواهد شد. صنعت برق زمانی چند روز از سال مشکل تأمین برق داشت؛ این مشکل به تدریج به چند هفته و چند ماه گرم سال گسترش یافت (بخشI  از شکل ۳) و اکنون چالش تأمین گاز در ماه‌های سرد سال نیز به خاموشی دامن می‌زند (بخشII  از شکل ۳). بررسی‌ها حاکی از آن است که این چالش همچنان در حال گسترش است و اگر طرحی نو نیفکنیم به تمامی سال سرایت می‌کند و مواقعی که مشکلی در تامین برق وجود ندارد (بخش III  از شکل ۳) کوتاه و کوتاه‌تر خواهد شد.

تامین برق
شکل ۳. چه زمان‌هایی مشکل تامین برق داریم؟

 

چاره کار چیست؟

فرض ما آن است که شرایط حاضر در کوتاه‌مدت تغییر مثبت چندانی نکرده و مشکل خاموشی را باید در همین شرایط فعلی که حبس قیمت انرژی به سیاستی چند ساله بدل شده و حتی هدفمندی یارانه‌ها نیز توان حل آن را نداشته است، حل کنیم. با توجه به این مهم، باید میان تقاضا و مصرف توازن برقرار کنیم و فاصله ۱۲۰۰۰ مگاواتی کمبود برق را آن قدر بکاهیم که امکان مدیریت آن بدون اعمال خاموشی وجود داشته باشد.

برای رفع این عدم توازن باید سه مسیر را طی کنیم؛ افزایش ظرفیت نیروگاهی و البته نه به همان سیاق گذشته، کاهش تقاضا با مدیریت مصرف که تاکنون ایمان چندانی به آن نداشته و نسبت به آن بی‌مهری کرده‌ایم و اصلاح تعرفه برق با فرض امتداد سیاست‌های حمایتی جاری.

افزایش ظرفیت نیروگاهی. وقتی کمبود تولید داریم؛ اولین و فوری‌ترین اقدام‌مان احداث نیروگاه گازی است، اما این چاره نتیجه‌اش فزونی گرفتن مشکلات ما در زمستان است. نیروگاه گازی بیشتر یعنی راندمان کمتر و افزایش مصرف گاز بیشتر؛ گازی که در زمستان نیست تا نیروگاهی که احداث کرده‌ایم، کار کند. هر چند نیروگاه گازی مشکل تابستان را حل می‌کند، اما مشکلی بزرگتری را در سرمای زمستان ایجاد می‌کند. همان‌طور که در شکل ۴ آمده است، نصب مولدهای خورشیدی دست‌کم تا میزان ۵۰۰۰ مگاوات (اختلاف پیک روز و شب تابستان)، با مکانیزم بیع متقابل (و نه خرید تضمینی که دهه‌هاست آن را آزموده‌ایم و نتیجه‌ای جز بدهکاری بیشتر صنعت برق ندارد)، کمترین هزینه را برای صنعت برق دارد و تولیدش را نیز در ساعات میانی روز و در محل مصرف برق به شبکه تزریق می‌کند. اگر بخواهیم نیروگاه حرارتی بسازیم نیز باید تکمیل واحد بخار نیروگاه‌های سیکل ترکیبی در اولویت قرار گیرد. این نیروگاه‌ها حداکثر ۶ تا ۱۲ ماه دیرتر ساخته می‌شوند، اما بر مشکل تأمین گاز زمستان نمی‌افزایند. بهتر است که یک سال در تابستان خاموشی داشته باشیم تا سال‌ها زمستان‌ها خاموش بشویم یا با هزینه گزاف و با گازوییل ۴۵ سنتی، لامپ خانه‌‌های‌مان را روشن نگه داریم! علاوه بر این، منابع مالی موردنیاز احداث مولدهای خورشیدی و واحدهای بخار نیروگاه‌های سیکل ترکیبی با مکانیزم بیع متقابل پیش‌بینی شده است و نیازمند منبع جدیدی برای بخش برق نیست.

 

مدیریت مصرف. برای کاهش مصرف نیز می‌توان از ظرفیت ماده ۱۲ قانون رفع موانع تولید بهره برد، اما تاکنون کَمَر به اجرای آن نبسته‌ایم و چرایی آن را باید در نگاه مدیران انرژی جستجو کرد که همانند تمامی مدیران دنیا به پروژه‌های بزرگ چند صد میلیون دلاری علاقه دارند تا چند میلیون اقدام صدلاری. صنعت برق برای غلبه بر این چالش، سازوکارهایی برای تعویض کولرهای گازی و آبی فرسوده، تعدیل روشنایی معابر و … در دستور کار دارد؛ امید که اجرای آنها در عمل، موجب تقویتِ باورمان به کارکرد این گونه روش‌ها برای حل مشکل‌مان شود. در این بخش لازم به یادآوری است که آنچه اجرایی شدن طرح‌ها و اقدام‌های بدیهی مدیریت مصرف را تهدید می‌کند، مدیریت نامنسجم انرژی کشور است که پیشنهاد و اجرای طرحی در وزارت نیرو و پرداخت هزینه آن توسط وزارت نفت را برنمی‌تابد!

 

اصلاح سیاست‌های یارانه برق. همان‌طور که پیش‌تر عنوان شد، سیاست‌های حمایتی مبتنی بر پرداخت یارانه انرژی را نمی‌توان به یکباره حذف کرد و ما نیز چنین درخواست و پیشنهادی نداریم. تعرفه‌های حمایتی همچنان وجود خواهد داشت، اما لزومی ندارد مصرف‌کنندگانی که با ارزانی برق، در خانه‌های خود غرق در رفاه کاذبی شده و یا با استخراج رمزارز سود هنگفتی می‌برند، همچنان برق ارزان مصرف کنند. چنین سیاستی هم به فلسفه پرداخت یارانه و سیاست‌های حمایتی نزدیک‌تر است و هم از تعهدات دولت برای پرداخت مابه‌التفاوت قیمت تمام شده برق و تعرفه می‌کاهد. صنایع انرژی‌بر کشور برق ارزان را به فولاد و سیمان و دیگر محصولات تبدیل و آن را صادر می‌کنند یا به قیمت جهانی به در بازار داخل می‌فروشند. در واقع صادرات فولاد و سیمان، صادرات نفت و گاز به ثمن بَخس است و یارانه پرداختی نه به مردم که به صاحبان صنایع پرداخت می‌شود. برای چنین هدفی ضروری است که اصلاح قیمت برق صنایع در قانون بودجه سال ۱۴۰۰، دایمی شود و قیمت انرژی در صنایعی که سود آن‌ها ناشی از قیمت پایین انرژی است، در مسیر واقعی شدن قرار بگیرد.

 

افزایش ظرفیت نیروگاهی
شکل ۴٫ مقایسه گزینه‌های موجود برای افزایش ظرفیت نیروگاهی به منظور پاسخگویی نیاز مصرف تابستان

علاوه بر مدیریت مصرف و احداث نیروگاه‌های جدید، برق مصرفی ساعت‌های اوج بار نیز باید مدیریت شود. مهم‌ترین ابزاری که می‌تواند به این مهم کمک کند قیمت بحرانی اوج بار CPP  است. با این راهکار مشترکان مصارف خود را از ساعت‌های اوج مصرف به ساعت‌های کم‌باری انتقال داده و نیاز به توسعه ظرفیت نیروگاهی برای چند ساعت محدود پیک کاهش می‌یابد. لازم به یادآوری است که قیمت بحرانی اوج بار، نه تنها میانگین قیمت برق را افزایش نمی‌دهد، بلکه اگر مشترک مصارف خود را از ساعت‌های بحرانی به ساعت‌های دیگر منتقل کند، پول برق کمتری نیز پرداخت خواهد کرد.

 

فایل PDF گزارش را می‌توانید از اینجا دانلود کنید.

مطالعه و مرور «آیا تا دو دهه دیگر گاز کافی برای تولید برق خواهیم داشت» نیز می‌توانند به شفاف کردن موضوع محدودیت گازرسانی به نیروگاه‌ها در فصول سرد کمک کند.