دليل بي‌ثباتي عملكرد اقتصاد ايران چيست؟
دهه‌ای پربار برای بسیاری از جهانیان
طبیعت خیرخواهانه بازار
 
 
مهمترین سوالات اقتصادی پیش روی جامعه امروز ما
نوشته دكتر مسعود نيلي
   

به نظر مي‌رسد افراد مختلف و با ديدگاه‌هاي متفاوت، بر اين نکته اتفاق نظر دارند که جامعه ما در ماه‌هاي اخير در شرايطي ويژه بسر مي‌برد. جداي از اين‌که در اين ويژه بودن چه صفت مشخص‌تري نهفته است، شايد پرداختن به مباحث مختلفِ مرتبط با اين شرايط، در کنار هم و به‌طور يک‌جا، مهمترين نياز امروز ما باشد. در اين نوشته متفاوت، سوالاتي چند مرتبط با شرايطي که در آن به‌سر مي بريم از منظر اقتصاد مطرح و در ورود به مسائل به طرح سوال بسنده مي‌شود. شايد طرح مجموعه‌اي از سوالات که پاسخ آنها نياز مبرم جامعه امروز ما به‌ويژه در ميان روشنفکران، تحصيلکردگان و اهالي قلم و مطبوعات است، مفيدتر و ضروري‌تر از ارايه پاسخي تحليلي به يکي از آنها باشد. لذا در آن‌چه مي‌آيد با فهرستي مواجه خواهيد بود که پرداختن به آن مي‌تواند مورد توجه همه کساني قرار گيرد که به نوعي با مسائل کشور سروکار دارند. اعم از آناني که ابزارهاي سياست‌گذاري را در دست دارند و يا آناني که تنها مي‌توانند به مشکلات فکر کنند.

سوالات طرح شده به شرح زير، مسائل و چالش‌هاي فکري جامعه امروز در حوزه‌هاي مختلف را از ديد نگارنده دربر مي‌گيرد:
1- با توجه به وابستگي بسيار زياد توليد داخلي به انرژي و افزايش بيش از پانصد درصدي متوسط قيمت حامل‌هاي انرژي، سياست‌هاي جاري تحت عنوان هدفمندسازي يارانه‌ها، چه راه‌حل‌هايي را پيش روي توليدکنندگانِ محصولات کشاورزي، صنعتي و خدماتي قرار داده است؟

2- کاهش نرخ سود تسهيلات، به‌صورتي که در سال جاري به اجرا در مي‌آيد، آيا اقدامي در جهت حمايت از توليد است يا محدود‌کننده آن؟ انجام اقدامات مشابه در سال‌هاي گذشته چه درس‌هايي به سياستگذاران داده است؟

3- سياست‌هاي به‌کار گرفته شده در افزايش قيمت انرژي، چه سازوکارهايي را براي افزايش توليد انرژي، اعم از برق، فرآورده‌هاي نفتي و گاز پيش‌بيني کرده است؟ آيا شرايط جاري در مقايسه با گذشته براي توليد کنندگان انرژي بهتر است يا بدتر؟

4- به نظر مي رسد که پيامدهاي مثبت افزايش قيمت انرژي، محدود به اثر آن بر مصرف‌کننده است. آيا علامت‌دهي قيمت‌هاي جديد به مصرف‌کننده به‌تدريج در طول زمان کاهش پيدا مي‌کند، افزايش پيدا مي‌کند يا بدون تغيير مي‌ماند؟

5- مي‌توان به‌راحتي محاسبه کرد که ميزان تعهدات سازمان هدفمندسازي يارانه‌ها در پرداخت به خانوارها و توليدکنندگان، به مراتب بيش از منابعي است که از افزايش قيمت انرژي جمع‌آوري مي‌شود. پرداخت مبلغي بسيار بيش از مبالغ مبتني بر تراز بودجه سازمان هدفمندسازي يارانه‌ها، منجر به آن شد که خانوارها و جامعه در کل، به راحتي و با ملايمت، افزايش جهشي قيمت‌ها را بپذيرند. اما انتظارات رفاهي شکل گرفته، در طي زمان در آينده، تا چه اندازه با واقعيت منطبق خواهد بود؟

6- با توجه به افزايش جهشي قيمت انرژي و کاهش نرخ سود سپرده‌ها، تحولات اخير در بازار طلا و ارز تا چه اندازه قابل پيش‌بيني بود؟

7- منازعات سياسي دو ماه اخير در کشور، تا چه اندازه بر افزايش قيمت ارز و طلا موثر بوده است؟

8- تغيير سياست اعمال تحريم عليه جمهوري اسلامي ايران و گسترش آن از حوزه تجاري به حوزه‌هاي مالي و در نتيجه اعمال محدوديت بر انجام معاملات مالي، تا چه ميزان اثربخشي تحريم را تحت‌تاثير قرار داده است؟

9- آيا معاملات تجاري کشور به سمت انجام مبادلات تهاتري با کشورهايي خاص حرکت مي‌کند و محدوديت‌هاي نقديِ ارزي به تدريج جدي‌تر خواهد شد؟

10- آيا شرايط حاضر اقتصادي‌اجتماعي و سياسي، بهترين و مناسب‌ترين موقعيت براي ادغام وزارتخانه‌هاي کليدي کشور است؟

11- پيش‌نيازهاي منطقيِ ادغام دو وزارتخانه در هم چيست؟

12- با توجه به افزايش قيمت نفت و متورم‌تر شدن اقتصاد و نيز با توجه به اين‌که بزرگترين و مهم‌ترين بنگاه‌هاي اقتصادي کشور در محدوده 9 وزارتخانه‌اي قرار دارند که صحبت از ادغام آنها مي‌رود ونيز با توجه به اين که شيوه واگذاري‌هاي انجام شده، همچنان مقامات دولتي در وزارتخانه‌ها را به‌عنوان متصدي بنگاه‌هاي واگذار شده حفظ مي‌کند، آيا حجم عمليات و فعاليت‌هاي وزارتخانه‌هاي موجود نسبت به گذشته واقعا کاهش پيدا کرده که بر اساس آن بتوان از تعداد وزرا کاست؟



13- آيا از نظر مديريتي و افزايش شانس موفقيت، بهتر است همه ادغام‌ها باهم انجام شوند؟ ظرفيت تغيير در سازمان دولت و جامعه به چه ميزان است؟

14- از آنجا که ارکان اصلي تصميم‌گيري در مورد ادغام وزارتخانه‌ها متشکل از دولت، مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان، نظراتي کاملا متفاوت در مورد اين اقدام دارند و نيز با توجه به تحولات به‌وقوع پيوسته در مهمترين وزارتخانه‌هاي کشور، آيا اين امکان فراهم نبود که قبلاً هماهنگي‌هاي لازم انجام و بعد دست به اقدام زده شود؟

15- مدت‌هاي طولاني است که اقتصاد ما گرفتار اتخاذ سياست‌هاي نامناسب در تنظيم نرخ ارز است. برخورداري از درآمدهاي نفتي، چنين امکاني را ايجاد کرده است. به‌عنوان مثال، اصلي‌ترين عامل بروز بيماري هلندي، پايين نگاه داشته شدن نرخ ارز، علي‌رغم وجود تورم بالاست. بر اين اساس، مدت‌هاست که اقتصاددانان نسبت به عواقب پايين نگاه داشتن نرخ ارز هشدار مي‌دهند. نگراني ناشي از اين موضوع به‌ويژه با افزايش قيمت انرژي جدي‌تر شد. با توجه به موارد ذکر شده، آيا نحوه افزايش صورت گرفته در نرخ ارز ظرف هفته‌هاي اخير، واجد اثرات مثبت و جبران کاهش‌هاي اتفاق افتاده است يا تنها به بي‌ثباتي اقتصاد کلان کشور دامن مي‌زند؟

16- نظر مشخص تصميم‌گيرندگان دولت در مورد نرخ ارز چيست؟ آيا آن‌گونه که اعلام شده کاهش آن را در دستور کار دارند يا آن‌گونه که عمل شده با افزايش آن موافقند؟

17- آيا توالي درستِ اصلاحات اقتصادي، نيازمند اصلاح نرخ ارز در مرحله اول و اصلاح قيمت انرژي در مرحله بعدي نبود؟ به‌عنوان مثال، قيمت فوبِ خليج فارس هدف‌گذاري شده در قانون هدفمندسازي يارانه‌ها، با تغييرات افزايشي نرخ ارز، مرتب در حال افزايش است و به اين ترتيب، قيمت انرژي سوار بر قطار نرخ ارز است و به دنبال آن حرکت مي‌کند!

18- آيا کاهش دستوري نرخ سود تسهيلات بانکي، کارايي عملکرد سيستم بانکي را افزايش خواهد داد يا کاهش؟

19- اعمال سياست‌هاي انبساط پولي، مبتني بر افزايش پايه پولي، بازاري به نسبت بزرگ و در حال رشد را براي بانک‌هاي کشور اعم از دولتي و خصوصي به‌وجود آورده است. در صورتي‌که به هر احتمالي، زماني در آينده انضباط پولي در کشور برقرار شود، اين مجموعه بزرگ از نهادهاي پولي با چه مشکلاتي مواجه خواهند شد؟

20- عدم همخوانيِ بارزِ مشهود، ميانِ تحولات شاخص‌هاي بورس و متغيرهاي بنيادي صنعت و توليد ناشي از چيست؟

21- اساساً بازار بورس در ايران، با توجه به مقياس فعاليت‌ها، تا چه اندازه ميزان الحراره‌اي واقعي از وضعيت اقتصادي کشور است؟

22- مباحث انجام شده در مورد تحولات مبلغ ديه (مبتني بر تغيير بهاي شتر در طول زمان) و نيز سپرده‌گيري طلا در بانک ها، شواهدي دال بر اين است که مي‌توان تورم را در محاسبه‌هاي نهادهاي مالي وارد کرد. چرا نمي‌توان همين مبناي منطقي را در زمينه نرخ سود تسهيلات و سپرده‌ها اعمال کرد؟

24-  نظر دستگاه‌هاي اصلي توليدکننده آمار (مرکز آمار ايران و بانک مرکزي جمهوري اسلامي) در مورد ميزان اشتغال ايجاد شده در کشور چيست؟

24- با توجه به اينکه سال 1390، اولين سال اجراي برنامه پنجم است و در نتيجه برآوردهاي کارشناسي سال‌هاي برنامه، در مورد اولين سال برخوردار از دقتي بيشتر در مقايسه با سال‌هاي بعد است، فاصله بسيار زياد ميان اشتغال هدف‌گذاري شده براي سال 90 که از سوي مقامات دولت اعلام شده و ارقام سال اول برنامه ناشي از چيست و کداميک به واقعيت نزديک‌تر است؟

25- اما سوال پاياني آن‌که نهادهاي توليدي، تجاري، اداري، سياسي، فرهنگي و اجتماعي هر کدام درگير با مسائل بزرگ جداگانه‌اي به شرح زير هستند:

نهادهاي اقتصادي: افزايش جهشي قيمتِ انرژي، افزايش جهشي نرخ ارز، مشکلات مالي ناشي ار اعمال کنترل بر قيمت‌ها.

نهادهاي بانکي: کاهش نرخ سود سپرده‌ها و اعمال کنترل (براي اولين بار) بر نرخ سود عقود مشارکتي و در نتيجه بروز مشکلات مالي براي بانک‌ها.

نهادهاي تجاري: تشديد فشارهاي تحريم و مواجهه با محدوديت در انجام معاملات مالي.

نهادهاي اداري: پيامدهاي حتي کوتاه‌مدت و روزمره مربوط به ادغام وزارتخانه‌ها و استقرار مديريت‌هاي جديد در مهمترين وزارتخانه‌هايي که اتفاقاً متولي مهم‌ترين تحولاتي هستند که دولت در زمينه واگذاري‌ها و افزايش قيمت انرژي و پرداخت مستقيم يارانه‌ها به انجام رسانيده. وزارت صنايع و معادن (واگذاري‌ها، وزارت نفت و نيرو (افزايش قيمت انرژي) وزارت رفاه و تامين اجتماعي (پرداخت مستقيم نقدي)) و ....

نهادهاي سياسي: مسائل اخير ايجاد شده ميان قواي مختلف که به‌نظر مي‌رسد وقت و توان همه مسئولين کشور را به‌خود مصروف کرده و منجر به تمرکز بسيار محدود بر موضوعات اقتصادي شده است.

نهادهاي فرهنگي: مشغله‌هاي ناشي از تبيين نقش و جايگاه تاريخ و پيشينه ملي و ايراني و ارزش‌هاي اسلامي و ديني و وزن و جايگاه نسبي هر يک نسبت به ديگري.

نهادهاي اجتماعي: مشغله‌هاي فصليِ بهار و تابستان و بحث‌هاي مرتبط با شدت مطلوب مواجهه با آزادي‌هاي اجتماعي در زمينه حجاب و غيره!

در زمان کودکي، در بازي‌هاي بچه‌گانه، شعري تحت اين مضمون خوانده مي‌شد: هر کسي کارِ خودش، بارِ خودش، آتيش به انبارِ خودش. ظاهراً اين مضمون، تنها مشغله کودکان نيست!

به‌راستي برآيند اين مشغله‌ها و چالش‌ها در کجا مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرد و حساسيت آن نسبت به نقطه بحراني ارزيابي مي‌شود؟
هر چند به فهرست ذکر شده مي‌توان سوالات بسيارِ ديگري را نيز اضافه کرد. اما شايد داشتن پاسخ براي حتي برخي از سوالات ذکر شده، براي آن‌که ما را به اين نتيجه برساند که به آينده کوتاه‌مدت با آسودگي خاطر بينديشيم يا نگراني، کفايت مي‌کند.

لينك اصلي مقاله

       
دسترسی سریع
 آشنایی با مشاوران 
مشاوران و کارشناسان 
شرکت های همکار 
پژوهشكده مديريت و مهندسي كيان
موسسه مديريت پروژه آريانا
موسسه فن‌آوري اطلاعات آريانا
مركز آموزش و توسعه مديريت آريانا
انتشارات آريانا
مشتریان کلیدی 

 
عضویت در خبرنامه
 
با عضویت در خبرنامه الکترونیکی می توانید از اخبار، مقاله ها و پژوهش های جدید شرکت مشاوره مدیریت آریانا مطلع شوید.
برای عضویت در خبرنامه اینجا بروید.