برنامه‌ريزي عملياتي براي اجراي قانون استقلال / توزيع نيروي برق هرمزگان
تدوين نقشه راه توسعه انرژي‌هاي تجديدپذير خراسان (با هدف افزايش سهم انرژي‌هاي تجديدپذير در سبد انرژي خراسان) / شرکت برق منطقه ای خراسان
برنامه‌ريزي استراتژيك / شركت توزيع نيروي برق يزد
مسیر پیش روی صنعت برق جهان
پياده‌سازي استراتژي در سازمان
واكاوي دلايل بدهي دولت به پيمانكاران صنعت برق و تاثير آن بر كيفيت اجراي طرح‌هاي توسعه‌اي
برنامه ریزی استراتژیك برای سازمان‌های عمومی و غیر انتفاعی
جان ام برایسون
مهدی خادمی گراشی
 
 
مدیریت كارآمد بنگاه‌ها، تصمیم‌های سیاست‌گذاران را اصلاح می‌كند
نوشته دكتر علینقی مشایخی
   

گام مهمي كه بايد بنگاه براي تنظيم استراتژي بردارد، بررسي محيط پيراموني‌ خود است. بررسي عوامل محيطي به مواردي مي‌پردازد كه در كنترل بنگاه نيست ولي بر عملكرد آن تاثير مي‌گذارد.  بنگاه سعي مي‌كند منابع خود را با توجه به پيش‌بيني از اين عوامل به‌گونه‌اي تنظيم كند تا در آن محيط پيش‌بيني شده بتواند به موفقيت دست يابد. يكي از حوزه‌هايي كه محيط بنگاه را تشكيل مي‌دهد و بر عملكرد آن تاثير مي‌گذارد، بدون آن‌كه بنگاه كنترل چنداني بر آن داشته باشد بحث سياست‌ها و برنامه‌هاي كلان دولت است. به عبارت ديگر‌ قوانين و مقرراتي كه دولت وضع مي‌كند مانند: قوانين و مقررات واردات و صادرات، سرمايه‌گذاري داخلي و خارجي، ماليات‌ها، سياست‌هاي دولت در حوزه‌هاي پرداخت سوبسيد، تعيين قيمت و قيمت‌گذاري.

بنگاه‌ها، استراتژي خود را در اين حوزه‌ها  با توجه به جهت‌گيري محيط اطراف تنظيم مي‌كنند و به دليل اين‌كه دولت بخش مهمي از محيط را تشكيل مي‌دهد، بديهي است كه تغيير سياست‌ و برنامه‌هاي دولت در حوزه‌هاي مختلف بر استراتژي‌هاي بنگاه‌ها تاثيرگذار است. اين تاثير دو نوع مسئله براي بنگاه‌ها ايجاد مي‌كند. يكي از اين مسائل ناشي از عدم ثبات سياست‌ها و برنامه‌هاي دولت در اين حوزه‌هاست؛ يعني اين عدم ثبات چيزي اضافه بر كيفيت سياست است زيرا هر كدام از سياست‌هاي خوب يا بد اثراتي دارد ولي عدم ثبات هم اثرات خاص خود را دارد. معمولا زماني كه سياست‌ها سنجيده نباشند، آثار نامطلوبي به‌وجود مي‌آورند و اين آثار نامطلوب موجب عكس‌العمل‌هايي مي‌شود كه حركت زيكزاكي در تصميم‌گيري‌هاي دولت ايجاد مي‌كند و باعث سردرگمي بنگاه‌ها در تصميم‌گيري حركت‌هاي بلندمدت و به اين ترتيب مانع رشد پايدار آن‌‌ها مي‌شود. بحث ديگر، كيفيت و محتواي اين سياست‌هاست كه ممكن است حركت در بعضي از حوزه‌ها را بسيار مشكل و در بعضي از حوزه‌ها را تسهيل كند. منتهي من فكر مي‌كنم در همين شرايط بنگاه‌هايي وجود دارند كه به لحاظ عملكرد مالي موفق‌تر از بقيه بنگاه‌ها هستند. يعني اگر دولت به چيزي سوبسيد مي‌دهد يا قيمتش را مانند انرژي ارزان مي‌كند ـ البته ممكن است در سطح كلان بحث نامناسبي باشد ـ بعضي بنگاه‌ها به اتكاي همين انرژي ارزان استراتژي خود را تنظيم مي‌كنند و آن را در كالايي متبلور مي‌كنند و به قيمت بالا مي‌فروشند و منافع زيادي كسب مي‌كنند.

منظورم اين است كه سياست‌ها بر استراتژي اثر مي‌گذارد ولي اگر هر نوع سياستي ثبات داشته باشد، بنگاه‌ها مي‌توانند روش‌هايي را انتخاب كنند كه در قالب آن سياست‌ها حتي براي مدتي كوتاه عملكردهاي خوبي نشان دهند. اما حتي هنگامي‌كه اوضاع اقتصادي خيلي ثبات ندارد يا سياست‌ها نامعقول است باز به لحاظ عملكرد مالي بعضي‌ بنگاه‌ها بسيار سريع ثروتمند مي‌شوند. اگر آن را به عنوان يك فعال اقتصادي در نظر بگيريم مي‌بينيم فعاليتش را در آن چارچوب برنامه‌ريزي كرده و با معيارهاي عملكرد مالي، آدم موفقي بوده است اگرچه ممكن است توفيقاتش منجر به توسعه و ايجاد ارزش‌هاي اجتماعي و اقتصادي نشده باشد. نكته ديگر اين است كه با وجود تاثير سياست‌هاي دولت بر بنگاه‌ها، نبايد تمام عدم توفيقات بنگاه‌ها را مربوط به شرايطي كرد كه دولت به وجود آورده است. در اين صورت به نوعي برون‌فكني مي‌شود. در اين‌كه سياست‌ دولت تاثيرات مهمي مي‌گذارد، شكي نيست ولي نبايد از چگونگي تغيير، توسعه و همسويي قابليت‌هاي داخلي‌مان غفلت كنيم. نبايد تمركز بر روي شرايط خارجي دريچه گريزي باشد و سازمان‌ها از توسعه منابع داخلي‌شان غافل شوند و عدم توفيق خود را به آن‌چه محيط و سياست‌ها فراهم كرده، معطوف كنند.

يك بنگاه هوشمند وقتي نتواند محيط بيروني را كنترل كند، متناسب با آن راهبردي براي خود تعيين مي‌كند تا در اين فضا توفيق يابد. يعني اگر بنگاهي در فضاي ايجاد شده تصميم به صادرات انرژي سوبسيد‌دار متبلور شده در كالاها مي‌گيرد، اين يك تصميم هوشمندانه است زيرا در اين فضا مجبور به زندگي و موفقيت است. منتهي نكته‌اي كه وجود دارد اين است كه ممكن است در اين فضاي به‌وجود آمده توسط دولت، توسعه پايدار بنگاه‌ها اتفاق نيافتد. شايد يك بنگاه مدتي با استفاده از قيمت مصنوعي و رانت ناشي از سوبسيد ظرفيت و حركتي را شكل دهد ولي چون آن رانت و سوبسيد ادامه پيدا نمي‌كند، توسعه بنگاه نيز مستمر و پايدار نيست. يا به‌طور مثال اگر فضاي به‌وجود آمده امنيت سرمايه‌گذاري را تامين نكند، بعضي بنگاه‌ها بعد از رسيدن به حد مشخصي از رشد تصميم مي‌گيرند كه از آن مقدار بزرگ‌تر نشوند و اگر مازادي دارند در جغرافياي ديگري سرمايه‌گذاري كنند. بنابراين ممكن است بنگاه‌ها با توجه به فضاي به‌وجود آمده توسط دولت نوعي استراتژي براي خود مشخص كنند كه بتوانند در آن فضا حتي براي مدتي كوتاه رشد كنند. ممكن است بحث ما اين باشد كه از نظر ملي چنين رشدي پايدار نيست. بنابراين با توجه به اين‌كه توسعه پايدار و بلندمدت بنگاه‌ها در سايه سياست‌هاي كلان مناسب فراهم مي‌شود چگونه مي‌توان اين سياست‌ها و خط‌مشي‌هاي كلان مناسب را ايجاد كرد.

بحث ديگري كه مي‌تواند مطرح شود اين است كه چرا مديران بنگاه‌ها به مديريت توجه ندارند. جواب اين چرا ممكن است در اين باشد كه بستر ايجاد شده توسط سياست‌هاي دولت باعث شده توفيق بنگاه‌ها به جاي آن‌كه مربوط به توجه‌شان به مديريت باشد به ايجاد ارتباط براي استفاده بيش‌تر از امتيازات و رانت‌هاست.

هر قدر ما به فضاي رقابتي نزديك‌تر شويم فشار ايجاد شده در داخل بنگاه منجر به افزايش كارآيي و توجه به مديريت مي‌شود. منتهي نكته‌ا‌ي كه بايد به آن توجه كرد اين است كه بنگاه‌ها تمامي عدم توفيقات‌شان را به حساب مشكلات محيط بيروني نگذارند. اين ديد خطرناك است. ما در همين فضاي نامناسب بنگاه‌هايي با درجه‌هاي مختلفي از توفيق داريم. پس حتما عوامل ديگري نيز موثر است. اگر ما خيال مديران‌مان را راحت كنيم كه دليل عدم رشد و توسعه بنگاه‌ها فضاي نامناسب است، دريچه تفكر و تعمق آن‌ها را نسبت به آن‌چه دارند و مي‌توانند اصلاح كنند، مي‌بنديم. اين چيزي است كه واقعا بايد از آن پرهيز كنيم؛ ضمن اهميتي كه به ايجاد بستر مناسب مي‌دهيم. بنابراين سياست‌هاي كلان پارادايم يا بستر را تعيين مي‌كند و بنگاه‌ها در آن بستر عمل مي‌كنند. در هر بستر يا پارادايم ساخته شده، سطح كيفيت مديريت بنگاه‌ها مي‌تواند متفاوت باشد. مسئله ديگر اين است كه اين دو سطح مي‌توانند با يكديگر در تعامل باشند. يعني اگر بنگاهاي‌ ما در همين بستر كارآمد و بهتر شوند مي‌توانند در شكل دادن پارادايم تاثير بگذارند. به‌طور مثال اگر نظام داخلي اداره‌ شركت‌هاي پيمانكاري براي مديريت يك پروژه ضعيف باشد، سياست‌گذاران به اتكاي اين‌كه آن‌ها ضعيف، نامنظم و نا‌توان هستند همان سياست‌هاي نامناسب را ادامه مي‌دهند ولي اگر شركت‌هايي داشته باشيم كه در همين بستر و پارادايم، خود را منظم‌تر و بهتر مجهز و اداره كنند، قادر خواهند بود در اصلاح پارادايم تاثيرگذار باشند. بديهي است بستري كه دولت مي‌سازد تاثيرگذار است. صحبت بر سر اين است كه در آن بستر ايجاد شده توسط دولت، بنگاه‌ها وظيفه دارند خود را اصلاح و توانايي‌شان را رشد دهند و اگر به اين وظيفه عمل كنند در موضعي قوي‌ و تاثيرگذار قرار خواهند گرفت و كمك مي‌كنند كه آن بستر آماده‌تر شود. اگر اين پروسه و تعاملات صورت نگيرد، شكل‌گيري بستر مناسب سال‌هاي طولاني ديگري ادامه پيدا كرده و شايد ضعيف‌تر شود. يك نگراني كه در حال حاضر وجود دارد اين است كه به دليل همين خط‌و‌مشي‌ها روندي در دولت مشاهده مي‌شود كه باعث ضعيف شدن بدنه تصميم‌سازي دولت طي يكي دو دهه اخير شده و در نتيجه سياست‌هاي كلاني كه بستر را مي‌سازد نامناسب‌تر مي‌شود. تا چه وقت اين روند مي‌خواهد ادامه يابد؟ پس اگر بنگاه‌ها مناسب‌تر، قوي‌تر و مجهزتر باشند، مي‌توانند اين تعامل را به‌وجود آورند و به بدنه تصميم‌سازِ سياست‌گذاري كمك كنند. تغيير با گرداندن يك سوييچ يا يك معجزه اتفاق نمي‌افتد. ما بايد پروسه‌اي را تجهيز و راه‌اندازي كنيم تا بستر در تعامل با بنگاه‌ها اصلاح شود. با اصلاح شدن بستر، بنگاه‌ها رشد كنند و رشد بيشتر آن‌ها بستر بهتري فراهم كند. بايد در هر دو حوزه اصلاح بستر و اصلاح بنگاه‌ها كار كنيم تا در تعامل با يكديگر قرار گيرند و در يك چرخه مثبت به طرف جلو حركت كنند.

       
دسترسی سریع
 آشنایی با مشاوران 
مشاوران و کارشناسان 
شرکت های همکار 
پژوهشكده مديريت و مهندسي كيان
موسسه مديريت پروژه آريانا
موسسه فن‌آوري اطلاعات آريانا
مركز آموزش و توسعه مديريت آريانا
انتشارات آريانا
مشتریان کلیدی 

 
عضویت در خبرنامه
 
با عضویت در خبرنامه الکترونیکی می توانید از اخبار، مقاله ها و پژوهش های جدید شرکت مشاوره مدیریت آریانا مطلع شوید.
برای عضویت در خبرنامه اینجا بروید.